رفتار اجتماعی............
انسان به عنوان یک موجود اجتماعی از همان بدو تولد گرایشات اجتماعی از خود نشان میدهد. نیاز به کسب حمایت و امنیت انحراف مراقبین شاید اولین نشانههای نیازمندی فرد به عوامل بیرونی است. لبخند اجتماعی را که در حدود ماههای اول زندگی در نوزاد دیده میشود، به عنوان اولین ارتباطات او با محیط اجتماعی خویش میدانند. این لبخند در تمامی نوزادان دیده میشود که به نظر میرسد، کارکرد عمده آن جلب توجه اطرافیان و برقراری یک نوع ارتباط ساده با اجتماع است.
شروع زودرس چنین رفتارهایی حاکی از اهمیت روابط و رفتارهای اجتماعی برای فرد است. هر چند اینگونه رفتارها مختص انسان نبوده و در اغلب حیوانات نیز دیده میشود. نیاز به دوست داشته شدن ، نیاز به حمایت ، نیاز به کسب امنیت و نیاز به پیوند جویی از نیازهای اساسی انسان هستند که مازلو آنها را در سلسله مراتب نیازهای خود قرار داده است و به اهمیت آنها در خود شکوفایی فرد تاکید کرده است. روشن است در یک سوی این نیازها فرد و در سوی دیگر آن اجتماع قرار دارد. ارضاء این نیازها در ارتباط فرد با جامعه میسر خواهد بود.
رشد رفتار اجتماعی
ظهور و بروز رفتار اجتماعی شاید به همان ماههای اولیه زندگی نوزاد بر میگردد. زمانی که نوزاد لبخند اجتماعیاش را ظاهر میسازد و به این طریق هر چند به شیوهای ساده رابطه خود را با افراد خود برقرار میکند. تعامل نوزاد با محیط تداوم پیدا میکند. هر چند در آغاز افرادی که به عنوان اجتماع برای نوزاد شناخته میشوند، خیلی محدود بوده و اغلب شامل پدر و مادر و نزدیکان او میشود. اما بتدریج این روابط گستردهتر شده و به افراد بیشتری عمومیت پیدا میکند. بطوری که در سنین خاصی کم کم توجه فرد عمدتا معطوف به افرادی به غیر از افراد نزدیک خانواده او میشود.
در حدود 4 - 5 سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا میکند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست و شاید مدتهای زیاد علاقمند باشد وقت خود را با آنها بگذاراند. این روند نیز بتدریج گستردهتر میشود و در سالهای اولیه دبستان با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی ظهور پیدا میکند. رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتا از طریق بازی با همسالان نمود پیدا می کند. کودک با برقراری تعاملات جدید با گروههای جدید همسالان رفتارهای جدید را میآموزد و در موارد زیادی آنها در رفتارهای اجتماعی خود منعکس میسازد.
در سن نوجوانی گرایش فرد به گروههای اجتماعی بیشتر و بیشتر میشود، بطوری که این دوران با این ویژگی اساسی مشخص میشود که فرد علاقه شدیدی به برقراری روابط اجتماعی از خود نشان میدهد. به عضویت گروههای مختلف در میآید و در تعامل با این گروهها رفتارهای اجتماعی خود را شکل میدهند. در سنین بعدی رفتارهای اجتماعی پختهتر شدهاند. فرد با انتخاب شغل ، ادامه تحصیل و انتخاب همسر رفتارهای گستردهتر اجتماعی پیدا میکند. نقش اجتماعی در این دوران مشخص شدهاند و فرد رفتاهای خود را بر اساس نقش خود در اجتماع و هویتی که بدست آورده تنظیم میکند.
انواع رفتار اجتماعی
رفتار اجتماعی را میتوان به دو نوع بسیار گستردهتر تقسیم بندی کرد: رفتار جامعه پسند و رفتار جامعه ستیز. رفتار جامعه پسند آن دسته از رفتارهایی را شامل میشود که مورد قبول جامعه بوده ، با قوانین و هنجارهای جامعه مطابقت دارد. این نوع از رفتارها سازنده و در جهت پیشبرد اهداف یک گروه یا اجتماع هستند. مثل نوعدوستی ، از سوی دیگر رفتار جامعه ستیز رفتارهایی منفی هستند که با قوانین و معیارهای جامعه مطابقت ندارند. مورد قبول افراد جامعه نیستند و اغلب پیامدهای منفی اجتماعی را برای فردی که مرتکب این رفتارها میشوند به همراه دارند.
این دسته از رفتارها مخرب بوده و مانع پیشبرد اهداف گروه یا اجتماع هستند که فرد در آن قرار دارد. تعیین اینکه کدام رفتار پسند و کدام جامعه ستیز محسوب میشود، بر حسب منابع متعددی صورت میگیرد. دو منبع معتبر برای این بررسی قوانین رسمی در جامعه است و دیگر هنجارهای عرضی و فرهنگی آن جامعه. هر کدام از این منابع میتوانند منبع تعیین کننده برای جامعه پسند یا جامعه ستیز بودن یک رفتار اجتماعی باشند. هر چند در اکثر موارد بین این و منبع هماهنگی وجود دارد، ولی در مواردی نیز ناهمخوانیهایی بین آنها دیده میشود.
تفاوتهای فرهنگی در رفتارهای اجتماعی
هر چند اکثر رفتارهای اجتماعی در تمامی جوامع و فرهنگها معنیدار هستند و به آنها به عنوان رفتارهای جامعه پسند یا جامعه ستیز توجه خاصی مبذول میشود، اما برخی رفتارهای اجتماعی در برخی فرهنگها اهمیت شایان توجهی پیدا میکنند. انواعی از رفتارهایی مثل ازدواج ، روابط والد - فرزندی ، دوستی ، عضویت در گروهها ، رفتار اجتماعی با همسایگان ، نوع دوستی ، همرنگی و ... ، در جوامع متفاوت درجات متفاوتی از توجه را شامل خود میسازند. در جوامع روستایی رفتار ارتباطی با همسایگان به عنوان یک رفتار اجتماعی اهمیت خاصی مییابد، در حالیکه در شهرهای بزرگ و صنعتی چنین روابطی چندان مورد توجه نیست.
رفتار عقلایی
رفتار عقلایی[1] به عملکرد اقتصادی افراد اطلاق میشود که در راستای افزایش درجه ممنونیت و ارضای نیازهای مادی و یا معنوی وی باشد. در کل تمامی رفتارهای انسان را میتوان در این تعریف گنجانید. برای نمونه اگر شخصی از کالا و یا خدمت خاصی لذت میبرد تلاش برای کسب آن در قالب این تعریف قرار میگیرد.
یکی از فرضیات علم اقتصاد رفتار عقلایی انسانهاست بدین معنی که کسی فعلی را برای عدم رضای شخصی خود انجام نمیدهد یعنی هر عملی که از انسان سر میزند در راستای برآوردن حداکثر مطلوبیت[2] وی میباشد. حتی ممکن است فردی از اذیت شدن خودش لذت ببرد (در مورد بیماران روانی) این رفتار وی نیز در قالب رفتار عقلایی بررسی میشود.
بر اساس فروض اولیه علم اقتصاد انسانها در پی به حداکثر رسانیدن مطلوبیت خود میباشند و تمامی اعمال آنها در این راه رفتار عقلایی محسوب میشود. گزینش کالاها و خدمات توسط مصرف کنندگان در راستای این رفتار میباشد.
پانویس
ا
|
قرآن در آيات مختلف انسان را به مهرباني با پدر و مادر سفارش كرده است. آياتي كه چگونگي رفتار با پدر و مادر در آنها توضيح داده شده, اينجا آورده شده اند |
|
و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد و باربرداشتن و از شيرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مىگويد پروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشتهاى سپاس گويم و كار شايستهاى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برايم شايسته گردان در حقيقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمانپذيرانم و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند و[لى] اگر آنها با تو دركوشند تا چيزى را كه بدان علم ندارى با من شريك گردانى از ايشان اطاعت مكن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقيقت] آنچه انجام مىداديد باخبر خواهم كرد و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و در باره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راهمانده و بردگان خود [نيكى كنيد] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمىدارد و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد آنگاه جز اندكى از شما [همگى] به حالت اعراض روى برتافتيد بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مىرسانيم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشيده[اش] نزديك مشويد و ن فسى را كه خدا حرام گردانيده جز بحق مكشيد اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد |
انسان داراي دو نوع رفتار در جامعه است، رفتار فردي و رفتار جمعي يا اجتماعي.
1- رفتار فردي: داراي مفهوم مجرد و ذهني براي عامل آن است، از اين رو فرد در هنگام انجام آن به هيچ عامل خارجي توجه ندارد. به عنوان مثال رفتاري كه فرد در يك بيابان به تنهايي از خود نشان ميدهد، يا هنگامي كه در يك اتاق تنهاست و مطمئن است، هيچ فرد ديگري او را نميبيند. داراي رفتاري آزاد و بيقيد و بند است و كاملاً با رفتار اجتماعي انسانها تفاوت دارد. مثلاً ممكن است در تنهايي، پاهايش را روي ميز گذارده يا با صداي بلند آواز ميخواند. بدون آن نگران نظارت يا قضاوت يا موضعگيري ديگران باشد.
2- رفتار اجتماعي: رفتار اجتماعي كه انجام يا مفهوم ذهني آن شامل آگاهي از رفتار متقابل فرد يا افرادي است كه عامل در حين انجام كار يا رفتاري، با آنها در ارتباط است. يا ميداند كه ديگران ناظر بر رفتار او هستند. براي مثال فردي كه در داخل يك جمع نشسته است در حين انجام هر عملي يا قبل از آن نگران و مراقب رفتار يا عكسالعمل آنها در مواجهه با رفتار خود بوده و ميكوشد ابتدا آن را پيشبيني كرده و سپس عمل خود را انجام دهد. به اين ترتيب رفتار اجتماعي كاملاً با رفتار فردي متفاوت است. رفتار اجتماعي افراد از دو جهت تحت كنترل است. اول مسائل اخلاقي و قيود اجتماعي ناشي از آموزههاي فرهنگي، ديني و اخلاقي، دوم نظام نظارت ناشي از حاكميت دولت و قانون و ترس از عواقب رفتاري كه فرد در جامعه دارد. يعني اگر فرد مطمئن باشد كه اعمال او توسط قانون ارزيابي ميشود يا افراد آن را مورد سنجش و قضاوت و عكسالعمل قرار ميدهند، در رفتارهاي خود دقت كرده و هر عملي را در جامعه انجام نخواهد داد.
يکی ازدلايلی که باعث می شود ما نسبت به برخی از رفتارها،واکنشهای سخت انجام دهيم به نياز خودمان بر ميگردد.يکی از اين نيازها،مطابق بودن هر چيز با ميل فرد است.يعنی اگر فردی رفتاری را ناهمخوان با ديدگاه يا اعتقاد ما انجام دهد برايمان گران تمام می شود.که اين را می توان در رگه های شخصيتی افراد خود شيفته و تا حدی وسواسی مشاهده کرد.اين افراد دوست دارند همه مثل خودشان رفتار کنند.البته اين نيز می تواند به عبارتی به ايجاد احساس امنيت کمک کند.به عبارت ديگر:وقتی همه مثل هم رفتار کنند،نيازی برای تلاش به ايجاد تغيير در خود احساس نخواهيم کرد.و همين باعث وابستگی متقابل افراد به هم خواهد شد.
اما آيا واقعا همه مثل ما رفتار ميکنند؟يادمان باشد به ازای هر نفر در دنيا يک تیپ رفتاری خاص وجود دارد.يک ديدگاه،نگرش،موجوديت و شخصيت وجود دارد.پس نه می توان ادعا کرد که آنقدر نيرومند و در سطح بالايی هستيم که ديگران را تغيير دهيم،نه اينکه تعداد افرادی که با آنها برخورد می کنيم قليل است که بتوانيم در جهت تغيير آنها انرژی بگذاريم.بپذيريم که ديگران هم هستند.بپذيريم که فقط نيمی از دنيا برای ماست.همانگونه که ما دوست داريم ديگران مثل ما باشند،ديگران هم دوست دارند که ما مثل آنها بشويم.به اين نکته توجه کنيم که افراد،در سطوح مختلف فکری قرار دارند و ممکن است شرايطی که در آن قرار می گيرند،رفتار آنها را در زمانی که ما با آنها برخورد ميکنيم يا آنها را مشاهده ميکنيم،تعيين کند.پس انتظارمان از ديگران،بر اساس ديدگاه خودمان نباشد و سعی کنيم بيشتر بر اساس آن چيزی که آنها هستند،باشند.سعی کنيم هميشه ديگران را درک کنيم.
|
|
|
|
|
|
تاریخچه رفتار درمانی
اگر بخواهیم تاریخچه رفتار درمانی را از لحاظ تاکیدی که بر رفتار و اصلاح آن میگذارد، بررسی کنیم، میتوان گفت که این شیوه درمان به قدمت پیدایش تمدن است و اولین تلاشهایی که انسانها برای هدایت افراد همنوع خود و بهبود رفتار آنان انجام دادهاند، نقطه آغازین آن است. اما به لحاظ علمی میتوان گفت که رفتار درمانی به دنبال مکتب روانشناسی رفتارگرا بوجود آمده است و در واقع اصول و قوانین این مکتب روان شناسی کاربرد درمانی دارد.
بر این اساس در تاریخچه رفتار درمانی دو دیدگاه عمده شرطی کردن فعال و شرطی کلاسیک پایه و اساس رفتار درمانی است. دیدگاه کلاسیک بیشتر بر یادگیریهای عاطفی تاکید دارد و کاربرد آن در روان درمانی اصطلاحا رفتار درمانی نامیده میشود. افرادی چون ولپه ، گلدشتاین ، لازاروس و سالتر از جمله کسانی هستند که در درمان بیشتر از اصول شرطی کردن کلاسیک استفاده کردهاند. از سوی دیگر کاربرد شرطی کردن فعال در روان درمانی را تغییر رفتار مینامند که افرادی نظیر بندورا ، لیندزلی و رابرت میگر از جمله کسانی هستند که از اصول شرطی کردن فعال برای تغییر رفتار استفاده کردهاند.
علاوه بر این دو دیدگاه نظریه یادگیری اجتماعی و یا یادگیریهای مبتنی بر مشاهده ، بخش مهم دیگری را در سابقه رفتار درمانی اشغال میکند. در این دیدگاه تقلید یا الگوسازی بخش عمدهای از رشد و تکوین شخصیت است و تعدادی از تکنیکهای رفتار درمانی بر اصول این نوع یادگیری استوارند. از سوی دیگر چون رفتار درمانی کاربرد نظریات روان شناسی یادگیری است، در درمان علاوه بر سه رشته فکری فوق از دیگر نظریات متعدد یادگیری نظیر تئوری هال ، تولمن و ... نیز در درمان تاثیر پذیرفته است.
مفاهیم بنیادی نظریه رفتار درمانی
شخصیت
رفتار درمانگران توجه چندانی به ارائه نظریهای در زمینه شخصیت نداشتهاند. آنان در درجه اول این فرض را پذیرفتهاند که اکثر رفتارهای انسان آموخته شده است و بنابراین میتوان با استفاده از اصول یادگیری ، رفتارها را تعدیل کرد یا کلا تغییر داد.
ماهیت انسان
در نظر رفتارگرایان و رفتار درمانگران ، انسان ذاتا نه خوب است و نه بد، بلکه یک ارگانیزم تجزیه گراست که استعداد بالقوهای برای همه نوع رفتار دارد.
مفهوم اضطراب و بیماری روانی
رفتار درمانگران ، اضطراب را واکنشی میدانند که بر اساس قوانین یادگیری قابل توجیه است. در دیدگاه آنها بسیاری از حالات غیر عادی روانی ، پاسخهای شرطی هستند که به نحوی تقویت میشوند و ادامه مییابند.
هدف و انتظار از رفتار درمانی
رفتار درمانی کاربرد اصول تجربی یادگیری برای تغییر رفتار ناسازگار و نامطلوب است. از این رو رفتار درمانگران دقیقا با این مساله مواجهند که مراجع چگونه فرا گرفته است، یا فرا میگیرد؟ چه عواملی یادگیری او را تقویت میکنند و تداوم میبخشند؟ و چگونه میتوان فرایند یادگیری او را تغییر داد، تا چیزهای بهتری را جایگزین رفتارهای نامطلوب خویش کند؟ هدف اصلی درمان آن است که ارتباطهای نامطلوب میان محرک و پاسخ به نحو مطلوبی تغییر یابند. انتظار از رفتار درمانی ، در واقع تغییر رفتار نامطلوب است.
مراحل رفتار درمانی
در شیوههای رفتاردرمانی مراحل مشخصی طی میشود:
1. شناسایی رفتاری که باید دگرگون شود.
2. بررسی و شناسایی شرائطی که رفتار را موجب شدهاند.
3. شناخت عواملی که به نوعی موجبات ابقا و ادامه رفتار را فراهم میآورند.
4. تهیه و ارائه برنامههایی به منظور دگرگون سازی و نیز یادگیری رفتارهای جدید.
تکنیکهای رفتار درمانی
تکنیکهایی که روان درمانگر در فرایند رفتار درمانی از آنها استفاده میکند، عمدتا بر اصول و قوانین نظریات شرطی فعال و کلاسیک و یادگیریهای اجتماعی مبتنی هستند و در مواردی ممکن است از اصول نظریات یادگیری دیگر نیز استفاده شود. اهم تکنیکهای رفتار درمانی به قرار زیر است:
1. شرطی کردن : در این تکنیک رفتار درمانگر به تقویت رفتارهای مطلوب میپردازد.
2. خاموش کردن یا حذف رفتار : عبارت است از تضعیف تدریجی و یا حذف یک رفتار که از راه عدم تقویت آن صورت میگیرد.
3. آموزش شیوه متوقف کردن فکر : در این تکنیک به مراجع آموزش داده میشود، با استفاده از یک محرک قوی ، مثل داد زدن « متوقف کن » ، افکار اضطراب زا و مزاحم خود را متوقف کند.
4. آموزش اظهار وجود : آموزش اظهار وجود تکنیکی است که برای رفع اضطرابهای حادث از روابط اجتماعی متقابل افراد بکار برده میشود. مثلا اضطراب ناشی از عدم توانایی فرد در ارائه عقایدش به دوستانش و یا دیگران ، با این تکنیک به خوبی از بین میرود.
5. انزجار درمانی : این تکنیک همراه کردن یک محرک نامطبوع است، با رفتارهای ناسازگار و غیرعادی. در این تکنیک از محرکهای تنبیه کننده مثل داروها ، شوک الکتریکی ، تصاویر منزجر کننده و ... برای رفتارهایی مثل ترک عادت استفاده میشود.
6. حساسیت زدایی منظم : این تکنیک که بسیار پرکاربرد است، روش ایجاد آرامش عمیق عضلانی به فرد آموزش داده میشود سلسله مراتبی از محرکات اضطرابزا از ضعیف تا شدید به فرد ارائه میشود و بعد از رفع اضطراب بعد از هر محرک و ایجاد آرامش ، محرکات بعدی ارائه میشوند.
7. شکل دادن رفتار : در شکل دادن رفتار مشاور در صدد است تا رفتار مطلوبی را در مراجع ایجاد کند. برای این کار مشاور به تقویت رفتارهایی میپردازد که فقط شبیه رفتار مطلوب و مورد نظر است، اما در حال حاضر از خصائص رفتاری او نیستند. همین طور پاسخهایی که شباهت بیشتری با پاسخهای مطلوب دارند، تدریجا تقویت میشوند و پاسخهایی که کمتر شبیه هستند، بدون تقویت باقی میمانند. این رویه آنقدر ادامه مییابد، تا رفتار مورد نظر و دلخواه در فرد مراجع شکل بگیرد.
8. الگوسازی : در این تکنیک رفتار درمانگر ، مراجع را با یک الگوی رفتاری مناسب مواجه میکند تا مراجع ، اعمال و رفتار الگوی مورد نظر را از راه تقلید بیاموزد. در این فرایند تقویت اعمال تقلید شده و تمرین و تکرار آنها به یادگیری خصیصههای رفتاری مورد نظر منجر میشود.
9. ایفای نقش : در این تکنیک رفتار درمانگر ، مراجع را به ایفای نقش معینی ترغیب میکند تا نوعی بصیرت نسبت به رفتار خود کسب کند و سعی کند رفتار آن نقش را به خود بگیرد.
پیامبر با کودکان
پيا مبر (ص) هما نند خودكودكان باآنان بازي مي كرد، ميوه هاي تازه وچيزهاي ديگري براي شان هديه مي داد .
شركت دربازي كودكان نوعي احترام به شخصيت واهتمام به شغل آنها ست . پيا مبر (ص) همواره با فرزندان خو يش وحتي گا هي با كودكان اصحاب بازي مي كرد ، چون بازي از نياز هاي طبيعي كودك مي با شد وبدون آ ن كودك رشد سا لم نخواهد داشت.كودكي كه به بازي علاقه نداشته باشد اصولا بيمار محسوب ميشود. همه ي انسانها اعم از بزرگ وكوچك ، حتي انبيا واولياي الهي در دوران كودكي تما يل به بازي داشته اند وكما بيش به بازي مي پرداختند واين حاكي از آن ا ست كه بازي ازنيازهاي طبيعي انسان است ؛ گرچه اين امربر همگان روشن است.اما مهم اين است كه والد ين وسر پرستان كودك باوجودآ گاهي به اين نياز ، ممكن است توجه كافي براي رفع اين نياز طبيعي نشان ندهند وازبر آوردن اين امر مهم غافل بمانند.
پيشوان د ين به اين نياز طبيعي كودكان توجه كافي داشته اند . آنها علاوه بر اينكه كودكان رادربازي دوران كودكي آزاد مي گذاشتند ، خود نيز دربازي آنها شركت نموده ازاين طريق هم بازي آنهارا رونق مي بخشيد ند وهم به شغل و كار كودكان كه درواقع احترام به شخصيت آنها ا ست اهميت مي دادند.
توجه پيا مبر (ص) به بازي كودكان تنها اختصاص به امام حسن وامام حسين (ع) نداشت، بلكه با همه ي كودكان يكسان بود.
پيا مبر (ص) براي اقامه نماز عازم مسجد بود ، درراه مسجد باكودكاني بر خورد كه به بازي مشغول بودند. كودكان همين كه پيا مبر (ص) راد يد ند بسو ي او دويدند وبرگرد آن حضرت حلقه زدند وهريك مي گفت:" كن جملي" ؛ شتر ما باش (تا بر دوش تو سوار شويم).كودكان كه رفتار پيا مبر (ص) را با امام حسن وامام حسين (ع) اين گونه ديده بودند ، انتظار داشتند كه رسول خدا (ص) به آنها پا سخ مثبت دهد. حضرت هم انتظار آنها را برآورده سا خت. مردم براي اقامه نماز در مسجد ، منتظر آن حضرت بودند ، بلال را بسراغ آنحضرت فرستادند. همين كه بلال درراه با اين جريان مواجه شد ، عرض كرد: يا رسول الله مردم منتظرند .حضرت فرمود : برا ي من تنگ شدن وقت نما زبهتر از تنگ شدن دل اين كودكان ا ست.
سپس فرمود: برو بخا نه ام اگرچيزي هست براي كودكان بياور، بلا ل رفت تمام آن خانه را جستجو كرد تعداد گردو (جوز) يافت آنهارا نزدحضرت آورد، پيا مبر(ص) گردوهارا دردست گرفت وخطاب به كودكان فرمود:
" ا تبيعون جملكم بهذه الجوزات ؟"، آ يا شتر خودرا به اين جوز ها مي فروشيد ؟ كودكان به اين معامله رضا يت دادند وبا خوشحا لي پيا مبر (ص) را رها كردند. پيا مبر (ص) را هي مسجد شد وفرمود: خدا رحمت كند برا درم يوسف را كه اورا به چند درهم فروختند ومرا به چند جوز.!
عكس العمل انسان در برابر رفتار هاي ديگران
اين يك بينش عميق روانشناسي است : اگر فردي به شما ناسزا بگويد , موقعي به او عكس العمل نشان خواهيد داد كه نا خود اگاه احساس كنيد راست ميگويد . اگر حس كنيد كه مطلقا اشتباه مي كند , آن وقت ميتوانيد به او بخنديد . اگر كسي نزد شما بيايد و به شما بگويد كه از لحاظ جنسي ناتوان هستيد ناراحت ميشويد , اما فقط موقعي كه اين ناتواني را در خود احساس كنيد , و گر نه چنين چيزي رخ نميدهد . فقط اگر نكته بيان شده به يك جاي مخفي در وجودتان زخم بزند ان وقت است كه عكس العمل با ان همراه خواهد بود . بنابراين همه ان نكته بيان شده را سبك و سنگين كنيد و اگر حق با اوست متشكر باشيد .
روانشناسي نوين ميگويد كه ذهن انسان به دو قسمت تقسيم شده : بخش كوچكي كه اگاهي است و بخش بزرگي كه نا اگاهي است . من نسبت به بخش ناخوداگاه خود وقوف ندارم , اما هر كسي كه با من در تماس قرار ميگيرد شروع به شناختن ان ميكند , زيرا اين بخش نا آگاه از طريق رفتار , كردار , و بيان من خود را نشان ميدهد . ضمير ناخوداگاه توسط هر ان چيزي كه من انجام ميدهم خود را ابراز ميكند .
اين خود تبديل به يك مشكل ميشود , مشكلي عميق . شما از طرز فكر , خواستهاي عميق , و محدوديت هاي عميق خود اگاه نيستيد , اما بقيه از ان با خبر ميشوند . در نتيجه بياموزيد كه در مورد اتفاقات , بر خورد تحليلي داشته باشيد . اگر كسي از دست شما عصباني شد , وضعيت را تحليل كنيد ; شايد حق با او باشد . ان وقت شما از بخشي از ضمير ناخود آگاهتان مطلع ميشويد , بخشي كه از ان اطلاع نداشتيد . چه بسا ممكن است تا حدي حق با او باشد و يا نه – اين راه سوم است . اگر تا حدي حق با او بود , شما هم از او ممنون باشيد و از قسمت اشتباهش ناراحت نشويد . اگر كاملا بر خطا بود , پس اظهارات او ربطي به شما پيدا نميكند . اين مشكل خود اوست