شب يلدا يكي از شب ها ي مقدس و شادي بخش در آيينهاي ايراني است . اين شب درازترين شب سال است. شب اول ديماه كه زمين در مدار گردش به دور خورشيد در موقعيت 270 درجه قرار مي‌گيرد و طول شب قريب 14 ساعت است و از روز بعد روزها درازتر مي‌شود تا خرداد كه درازترين روزها فرا مي‌رسد ايرانيان اين شب را شب زايش خورشيد مي دانستند زيرا معتقد بودند كه در در شب يلدا "مهر" يا همان خورشيد، در كوه البرز در يك غار از فروغ زاييده مي‌شود و بواسطه وجود او از روز بعد بر طول مدت روز و روشنايي افزوده مي‌شود.

    خورشيد در حركت سالانه خود، در آخر پاييز به پايين‌ترين نقطه افق جنوب شرقي مي‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزايش زمان تاريكي شب مي‌شود. اما از آغاز زمستان يا انقلاب زمستاني، خورشيد مجدداً به سوي شمال شرقي باز مي‌گردد كه نتيجه آن افزايش روشنايي روز و كاهش شب است .اين واقعه را مردم باستان، زمان زايش دوباره خورشيد مي‌دانستند و اين شب براي آنان گرامي و فرخنده بود. امروزه هم همچنان شب تولد خورشيد با نام شب يلدا يا شب چله در ميان ايرانيان گرامي داشته مي‌شود و همچون پيشينيان، سراسر شب را به انتظار طلوع خورشيد بيدار مي‌مانند و جشن و مهماني مي‌آرايند.البته امروزه برخي به اشتباه بر اين گمانند كه مراسم شب چله براي رفع نحوست بلندترين شب سال است. در حاليكه در باورهاي ايراني هيچ روز و شبي، نحس و بد يوم شناخته نمي‌شده است. يلدا خود كلمه اي  است سرياني به معناي زايش ، وقت  و ولادت . بر پايه ي اساطير كهن پارسي ايرانيان همواره نا هيد و مهر را به عنوان دو فرشته مقرب در گاه ايزدان مقرب دانسته و محترم مي داشتند در اعتقادات ايراني مهر فرشته پشتيبان راستگويي است و بر عهد ها و قراردادها نظارت مي كند. ايرانيان گمان داشتند اگر كسي بي وفا باشد مهر از او انتقام خواهد گرفت.

    آيين ميتراييزم در دوران اشكاني از ايران به روم رخنه كرد و در آن سامان طرفداران فراواني يافت. از علامات بزرگ اين آيين شكل + است كه نمونه هاي آن را ميتوان در آتشكده نوشيجان ملاير به عنوان قديمي ترين بناي خشتي ايران ديد و هم چنين گور پادشاهان هخامنشي هم در مركز چنين علامتي است  وقتي اين آيين به اروپا را ه يافت پيروان بسيار يافت و حتي زماني كه اروپاييان به مسيحيت گرايش پيدا نمودند آثار خود را در مراسم ديني مسيحيت نگاه داشت كه از آن جمله ميتوان به روز تعطيل يكشنبه  يا روز خورشيد و علامت صليب كه همان + مهر پرستي است و يا شب ژانويه يا تولد خورشيد است كه به طور فرضي به نام تولد عيسي گرفتند در حالي كه سال تولد عيسي هم معلوم نيست چه رسد به روز آن . تاثير مهر در مسيحيت آنقدر زياد و قابل رويت است كه هر خواننده و يا بيننده اي كه با نگاه پرسشگر و كنجكاوش به اين مهم خواهد رسيد. براي نمونه همانطور كه در بالا ذكر شد ميتوان از نمازخانه و مهرابه هاي مهري زير كليساهاي معتبر جهان نام برد و اينكه چرا هنوز در ماه مارس در آلمان و ارمنستان و بيشتر اروپا كارنا وال ميگيرند و به پايكوبي ميپردازند و يلداي ايراني كه مقارن با اين ايام و تولد مهر است را جشن ميگيرند. نيز ميتوان از مراسم تطهير در كليسا را نام برد كه دقيقا شبيه مراسم مهري و بگمازي است كه مهر بر پا ميدارد. براي  نمونه ديگر از اين دست ميتوان از ناقوس نام برد كه بسيار شبيه وارونه دسته هاون وهاوني است كه با آن هوم را ميكوبند بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهر است.در تصاوير و كنده‌كاري‌هاي باقي مانده از گذشته‌هاي دور، ميترا بر روي درخت كاج نشسته است. همان كاجي كه مسيحيان در شب ميلاد مسيح با چراغي نوراني (نماد ميترا) آذين مي‌بندند. نمونه ها از اين دست فراوانند اما من بهتر ديدم اين موضوع را به گفتار مختصري از استاد مير جلال الدين كزازي زينت دهم كه جان كلام را به شيوايي هرچه تمام تر بيان كرده است:

 

   «شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آنها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن يكي از دلايل گرفتن جشن دراين شب زاده شدن ايزدمهر است.
  مهر به معناي خورشيد و يكي از بغان ايراني و هندي است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني خداي بزرگ را اهوارمزدا معرفي كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم كرد. در باور زرشتي، بغان تيره اهورايي ستوده و تيره ديواني نكوهيده شود. يكي از ايزدان اهواريي مهر ايراني و هني بود. مهر ايزدي نيك است و قسمتي از اوستا به نام او، نام گذاري شده است. در مهريشت اوستا آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد.»
  ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. هنوز هم نيايش هاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر مي نامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان سال هاي بسيار تولد مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر،‌ هنگامي كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه مي كنيم بسياري از نشانه هاي ايراني اين مراسم را در مي يابيم. ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و طلايي مي آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره اي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد كه بعدها مسيحيان عيسي را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است Sunday به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود. ارنست رنان درباره آيين مهرپرستي گفته است:‌ «اگر عيسويت به هنگام گسترش خود بر اثر بيماري مرگ ماري باز مي ايستاد، سراسر جهان به آيين مهر مي گرويد.»