اسرار نماز

 

نخستین و مهمترین عبادت نماز است . پس از مبعث حضرت رسول (ص) نخستین عبادتی که تشریع گردید ، نماز است و بهترین تعریف را از تعبیر قرآن مجید باید فهمید که ،     می فرماید : به درستی که نماز انسان را از هر کار قبیح و نادرستی باز می دارد یعنی حقیقت نماز شخص نماز گزار را اصلاح می کند و از آلوده شدن به فحشا و منکر باز می دارد.

در روایتی از حضرت صادق (ع) از برترین چیزی که بندگان به واسطه ی آن به خدا تقرب می جویند ، سئوال می شود حضرت می فرمایند : پس از شناسایی خداوند از این نماز برتری سراغ ندارم آیا نمی بینی بنده ی نکوکار عیسی بن مریم گفت که خداوند به من سفارش نماز فرمود. نماز یاد خداست و تنها با یاد خداست که دلها آرامش می گیرد. چون نماز ستون دین است وبا پذیرفته شدن آن سایر اعمال نیز پذیرفته خواهد شد و اگر رد شود بقیه ی عمل نیز مردود خواهد گشت ونیز چون هر عملی پیرو نماز است لذا اسرار آن نیز ستون رازهای دین است. اگر اسرار نماز بدست آمد و مشاهده شد رازهای سایر اعمال نیز قابل دستیابی و مشاهده قرار خواهد گرفت پس سزاوار است سالک بکوشد و عارف تلاش کند تا به ستون رازهای دین دست یابد و سرانجام به همه ی زوایای دین برسد و همه ی آن را مشاهده نماید و در روزی که هیچ سایه ای جز سایه ی خداوند متعال نیست، تحت سایه ی ولایت او بیارامد.

راز عبادت چیزی است که به عالم ملکوت و برتر از آن بر می گردد آنچه به درون و باطن عبادت مربوط می شود. اما حکمت عبادت همان هدف و نتیجه ای است که به آن مربوط می شود از قبیل عروج ، نجات از نا شکیبایی و... اما ادب عبادت مسائلی است که به اوصاف و احوال نمازگزار بازگشت می کند که باید حضور قلب و خشوع قالب داشته باشد، پیوسته در ذکر باشد و از توجه به غیر معبود خود راحفظ کند و همچنین سایر صفات ظاهری معهودو لازم (از لباس و مکان و...) مراعات نماید و روشن است که این امور از اسرار نیست. پس میان آداب و اسرار نماز تفاوت است.

جز به حفظ آداب نماز نمی توان به اسرار آن دست یافت . بنابراین آداب نماز همان علت های آماده ساز و اسباب کمک رسان در رسیدن به پاره ای از اسرار نماز است،زیرا رسیدن به باطن ممکن نشود جز برای کسی که خاطر او پاک و درون او صاف و دل او سالم باشد.همان گونه ای که ظاهر قرآن را جز آن کسی که از گناه پاک باشدنمی  تواند حس کند و باطن قرآن را جز کسی که از آلودگی های گناه منزه باشد حس نمی کند . ظاهر نماز را نیز جز با وضو یا غسل نمی توان بجا آورد و باطن آن را نیز نمی آورد جز پاک چشمی که در نماز از آلودگی های توجه به غیر معبود مبرا است.

برای نماز غیر از این صورت ، معنایی است و غیر از این ظاهر باطنی وجود دارد و ظاهر آن آدابی دارد که رعایت نکردن آنها موجب باطل شدن نماز یا نقصانی در آن می گردد. همین طور برای باطن آن نیز آدابی است که با مراعات ننمودن آنها نماز دچار نقصان شده یا باطل میشود و اگر آنها رعایت شود نماز دارای روح ملکوتی می شود و ممکن است پس از بجا آوردن کامل آداب باطنی وقلبی نماز،نماز گزار از سیر الهی نماز اهل معرفت و اصحاب قلوب بهرمند شود . همان طور که گفته شد برای نماز آداب قلبی وجود دارد که بدون آن آداب نماز ناقص است . یکی از آداب قلبیه در عبادت  است .

 

 

وجه به عز ربوبیت و ذلّ عبودیت است و آن یکی از مراحلی است که سالک باید طی کند که قوت سلوک هر کس به مقدار قوت  این نظر است بلکه کمال و نقص انسانیت تابع کمال و نقص این امر است . هر چه خود بینی و خود خواهی در انسان غالب باشد از کمال انسانیت دور و از مقام قرب ربوبیت محروم است .

یکی از آداب قلبیه عبادت به خصوص نماز » تفهیم « است و آن چنان است که انسان قلب خود را در ابتدا چون طفلی پندارد که زبان باز نکرده و آن را می خواهد تعلیم دهد پس هر کدام از ذکرها و حقایق ،اسرار عبادت را با کمال حقیقت و سعی به آن تعلیم دهد و در هر مرتبه ای از کمال است آن حقیقتی را که درک نموده به قلب بفهماند و نتیجه این تفهیم آن است که پس از مدتی زبان قلب گشوده و قلب ذاکر می گردد و باید دانست که یکی از نکات تکرار از ادعیه و دوام ذکر و عبادت همین است که زبان قلب گشوده و قلب ذاکر و عابد گردد .

ذکر لسانی بدون ذکر قلبی از درجه اعتبار به کلی ساقط است و در احادیث حضور قلب می آید که نماز به قدر حضور قلب مقبول است و هر چه قلب غفلت داشته باشد به همان اندازه نماز را قبول نمی کند .  یکی از مهمترین آداب قلبیه حضور قلب است .

عبادات ،اذکار و اوراد وقتی نتیجه کامل دارند که صورت باطنی قلب شود و باطن ذات انسان با آن همراه شود و دل انسان صورت عبودیت به خود گیرد و از خودسری و سرکشی بیرون آید.از اسرار و فواید عبادت یکی آن است که اراده نفس قوی شود و نفس بر طبیعت چیره شود و قوای طبیعت مسخر تحت قدرت و سلطنت نفس گردد و اراده ی نفس ملکوتی در ملک بدان نافذ گردد . یکی دیگر از اسرار عبادات آن است که باطن و ظاهر مسخر در تحت اراده ی الله و متحرک به تحریک الله شود .

 

احادیثی راجع به حضور قلب

 

از حضرت رسول (ص) روایت است که: «عبادت کن خدای تعالی را چنانچه گویا او رامی بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.» و فرمودند : «آیا نمی ترسید کسی که صورت خود را در نماز بر نمی گرداند صورت او چون روی حمار شود .» و فرمودند : « کسی که دو رکعت نماز می آورد و درآن به چیزی از دنیا متوجه نشود خدای تعالی گناهان او را می آمرزد .» از حضرت صادق(ع) منقول است : «جمع نمی شود اشتیاق و خوف در دلی مگر آنکه بهشت بر او واجب شود پس وقتی نماز می خوانی اقبال کن به قلب خود به خدای عز و جل  زیرا نیست بنده ی مومنی که اقبال کند به قلبش به خدای تعالی در نماز و دعا مگر آن که قلب مومن را خدای تعالی به او اقبال دهد و با دوستی آنها او را تایید کند او را به بهشت برد .» از حضرت رسول ( ص ) نقل شده که ایشان می فرمایند : « نماز بخوان ، نماز شخصی که وداع می کند      ( آخرین نمازش می باشد ) وقتی شروع به نماز می کنی بگو این آخرین نماز من در دنیا است و چنین باش مثل اینکه بهشت در برابر ت و آتش زیر پایت و پیغمبر در سمت راستت و ملائکه در سمت چپ هستند و پروردگار از بالای سرت بر حالت آگاه است پس نگاه کن در برابر چه کسی ایستاده ای و با چه کسی مناجات می کنی و چه کسی به تو می نگرد.» از حضرت باقر(ع) و صادق ( ع) روایت شده که می فرمودند : « نیست از برای تو  از نمازت مگر آنچه را که اقبال قلب داشته باشی در آن ، پس اگر به غلط بجا آورد تمام آن را با غفلت از آداب آن کند پیچیده شود آن و به روی صاحبش زده شود .» بر حسب روایات اهل بیت قبولی نماز شرط قبولی سایر نماز است و اگر نماز قبول نشود به اعمال دیگر نظر نمی کنند و قبولی نماز به حضور قلب است که اگر حضور قلب  در نماز نباشد از درجه اعتبار ساقط و مورد قبول نمی شود .

مقصود از قلب همان روح و نفس است که باید تزکیه شود تا به برکت پیدا شدن سنخیت از عالم ملکوت بهره ی بیشتری ببرد و مراد از حضور توجه به گفتنی ها و افعال نماز و خالی کردن فکر از آنچه در او است می باشد و مخصوصا بر مهم شمردن نماز تکیه می نماید اگر کسی دنیا نزد او مهمتر از آخرت باشد موفق به حضور قلب نمی شود و از عبادت لذت نمی برد .

برای به دست آوردن حضور قلب ،اولا باید موانعی را که برای حضور قلب وجود دارد از خود دور کرد و پس از آن اقدام به خود آن کرد . اما مانع حضور قلب در عبادات پریشانی خاطر و کثرت واردات قلبیه است و این گاهی از مسائل خارجی و راههای حواس ظاهری حاصل می شود . مثل آنکه گوش اینان در حال عبادت چیزی بشنود و توجه به آن جلب شود باعث تفکرات باطنی گردد طریق از بین بردن و علاج این امور رفع این مسائل است مثل آنکه در محل خلوتی بایستد و چشم خود را در وقت نماز ببندد و در مواضعی که جلب نظر می کنند نماز بخواند. ولی این روش به طور کامل مور نیست حتی ممکن است که فرد در اتاقی خلوت نماز بخواند ولی خیال او بیشتر هم باشد . گاهی پریشانی خاطر و مانع از حضور قلب ، از امور باطنی است و آن دو نشانه بزرگ دارد یکی هرزه گردی و فرار بودن خود خیال ، دیگری حب دنیا و تعلق خاطر به مسائل دنیوی ، انسان باید عزم خود را قوی کند و اراده اش را محکم ، که اولین شرط سلوک است و بدون آن نمی تواند به کمال و سعادت برسد و در عبادت نماز تنها هدف و فکر نماز گزار باید رسیدن به قرب به خداوند باشد و به هیچ چیز و هیچ کسی نباید فکر کند .

علاوه بر حضور قلب ، خشوع نیز یکی از ملزومات نماز است کسانیکه در نماز خاشع هستند رستگار می شوند . در آیه ای از قرآن آمده که می فرماید : « هر آئینه مؤمنان رستگار شدند آنان که در نماز شان ترسناکند از خدای خود می ترسند و برایش خاضع و ذلیلند .)) البته خشوع بدون حضور قلب تصور نمی شود .

از دیگر آداب  قلبیه نماز، طهارت است که منظور آداب باطنی و طور باطنی است چون حقیقت نماز رسیدن به مقام قرب است برای رسیدن به این مقصد بزرگ طهارتی لازم است که ماورای این طهارت است در ابتدا سالک باید رفع موانع کند تا انصاف به طهارت برای او میسر شود . یکی از موانع بزرگ ، معاصی است که باید با توبه آن را تطهیر کرد و باید انسان باطن خود را از اخلاق فاسد پاک کند ، مرتبه ی بعدی تطهیر قلب است و فساد قلب مبدا تمامی فسادها است و آن عبارت است از تعلق به غیر خدا و توجه به خود و عالم است که نشانه آن حب دنیا است که بالاترین خطر است و حب نفس که مادر همه ی امراض است و تا ریشه ی این محبت در قلب سالک وجود دارد محبت خدا حاصل نمی شود .

دیگری تطهیر از اعتماد به خلق است که آن شرک خفی بلکه نزد اهل معرفت شرک جلی است و آن تطهیر توسط توصیه فعلی حاصل می شود که سر چشمه همه ی طهارت های قلبیه است و توصیه فعلی با ریاضات قلبیه و توجه غریزی به پرورگار حاصل و حس می شود که باید قلب را از آنچه برهان افاده نموده آگاه نمود تا حقیقت توصیه حاصل شود.

بعد از تطهیر قلب ، انسان باید به تطهیر جان بپردازد. برای خواندن نماز، آداب قلبیه ای برای سالک است هنگام توجه به آب برای طهارت حدیثی از امام صادق (ع)است که می فرماید: « چون اراده ی طهارت و وضو کردی متوجه آب بشو آن طور که متوجه رحمت خدا شوی زیرا که خدا آب را کلید تقرب  به خود و مناجات خویش و راهنمای بساط خدمت خود قرار داده و چنانچه رحمت خدا گناه بندگان را پاک می کند آب نجاسات ظاهره را پاک می کند نه غیر .»

برای وضو ونیز برای آب وجودی کامل در عرش است . آب همان است که از نهر صاد جاری است و یکی  از سوره های قرآن بدین نام شناخته شده است . وضو دارای حکمتی است که بخشی از آن عبارت است از : چهره ی خرم و زیبای کسی که قصد نگریستن به عظمت پروردگار را دارد باید با آبی شسته شده باشد که از ساق عرش جاری است یا از آن فرو می ریزد. دست هایی که کتاب و کلام خدا را دریافت می کند باید با همان آب جاری و فرود آمده از عرش الهی شسته شده باشد . سری که به برکت خدا مبارک و فرخنده شده و نیز پاهایی که بر جای مبارک قدم می گذارند باید با رطوبت همان وضویی که از آب عرش فراهم آمده مسح گردند .             

 

فلسفه عبادت و پرستش

 

هستی برای انسان آفریده شده است و انسان برای عبادت خدای بزرگ خلق گردیده است . از معنای عبادت هر کسی برداشتی دارد . از دیدگاه اسلام عبادت حرکتی است که جهت الهی داشته باشد و به تعبیر قرآن از صیغه الهی برخوردار باشد .

 

ریشه عبادت

 

ریشه عبادت محبت و معرفت است . در سراسر قرآن صدها آیه به شمارش نعمت ها و نشان دادن قدرت و رحمت خدا پرداخته است . فرزند اگر به خدمات والدین خود آگاهی داشته باشد به راحتی از آنها اطاعت و پیروی می کند . آگاهی از نعمت ها و رحمت های خداوند ، در ما شناخت و محبت نسبت به خالق هستی ایجاد می کند .

 

 

 

یاد خدا

 

نماز یاد خداست و یاد خدا تنها راه اطمینان و آرامش دلها ست . دنیای امروز هزاران مشکل علمی، صنعتی و فنی را حل کرده است ، اما در ایجاد آرامش رشد نکرده است .

در وصیّت نامه امام راحل می خوانیم « من با دلی آرام و قلبی مطمئن از خدمت شما مرخص می شوم .» آیا این روح آرام در اثر مال و منال و قدرت های دنیوی است ؟ بسیاری از سران کشورها اسیر یک استقبال و بدرقه و مهمانی و عیاشی و مراسم تبریک و تسلیت این و آن هستند . در تاریخ خوانده ایم که یاران امام حسین (ع) در شب عاشورا با هم مزاح داشته اند و در جبهه های جنگ دیده ایم که رزمندگان ما تا لحظاتی قبل از عملیات با چهره ای متبسم سرگرم ورزش بوده اند . نیایش می کردند و نیایش آنان بر اساس ترس نبود ، بلکه برای رسیدن ساعت عملیات لحظه شماری می کردند .

دنیای صنعتی بدون خدا این مفاهیم را درک نمی کند و این معنای بلند « الا بذکر الله تطمئن القلوب » است . اگر تحصیلات بشر همراه با ایمان و آرامش نباشد برای جامعه ی انسانیت جز فساد ارمغانی نخواهد داشت . این ادعا نیازی به دلیل ندارد . کشورهای پیشرفته به جای خدمت ، به حقوق مردم جهان سوم و ضعفا تجاوز کردند و حقوق دانان سازمان ملل متحد بعد از سالها دیدن جنایت در شرق و غرب عالم ، بالاخره تصویب کردند که در محیط سازمان ملل کشیدن سیگار ممنوع است و این در حالی تصویب شد که در فلسطین و افغانستان هزاران انسان بی گناه هر روز کشته و بی خانمان می شدند .

 

 

 

محتوای نماز

 

نماز گزار با نیت خود به همه اهداف مادی پشت پا می زند ، و با توجه به کعبه ، رو از همه کاخها می گرداند. نماز گزار با حضور قلب در خود تمرکز ایجاد می کند . نماز گزار با شنیدن « قد قامت الصلوة » هر شب و روز در صحنه جامعه حاضر می شود و خود را در کنار مردم بدون هیچ امتیاز قرار می دهد. نماز گزار هم خود را پاک می کند و هم در کنار پاکان دیگر می ایستد . نماز گزار با گفتن :« الله اکبر» و شعار بزرگی خدا ، ابهت همه ابر قدرت ها را      می شکند و با گفتن « بسم الله » به کار خود قداست و کرامت می دهد و در خود توکل و وابستگی به قدرت غیبی را ایجاد می کند و به دنیا اعلام می کند قدرتی که من به او پناه آورده ام سرچشمه مهربانی ها است . در تمام کلمات و حرفهای نماز راز و رمزی نهفته  است ، حتی در آخرین جملهه نماز که می گوییم « السلام علینا و علی عباد الله الصالحین » تمام امتیازات واهی و    نژادی ،اقلیمی ، زمانی و غیره را نفی می کنیم و تنها بر بندگان صالح خدا درود می فرستیم . در این سلام قومیت و ملیت و مرز جغرافیایی و سن و جنس مطرح نیست نماز ما با تکبیر شروع  می شود و با درود بر صالحان پایان می یابد . نماز با اینکه چند کلمه بیش نیست و اقامه ی آن چند دقیقه ای بیشتر فرصت نمی خواهد ، ولی بیش از هزار جلد کتاب در بیان اسرار و رمز رازهای آن نوشته اند و به تعبیر رهبر معظم انقلاب « هنوز هم نه گفتنی های زیادی به جا مانده است .»

 

فایده نماز چیست ؟

 

گاهی می پرسند که فایده نماز چیست ؟ غافل از آنکه گفتگو با خدا خودش به تنهایی فایده است ، همان گونه که کنار بوعلی نشستن در نظر خردمندان ارزش است و این کودکان اند که اگر به آنان گفته شود که برو در کنار بوعلی سینا بنشین ، می گویند چه فایده ای دارد ؟ او کمال را در جستجوی خوراکیهای دلپذیر و اسباب بازی می داند ولی یک استاد دانشگاه حتی اگر روی خاک ، یک دقیقه کنار بو علی سینا بنشیند ، یک عمر به خود می بالد و لذت آن همنشینی را از یاد      نمی برد . حال در می یابیم که چرا امام علی (ع) می فرمایند :« خدایا بزرگترین افتخار من بندگی تو است .»

 

یاد خدا نور دل است.

 

حالات انسان متفاوت است خوشبختانه گاهی این تفاوت را خود انسان درک می کند و   می فهمد که بی اعتنا و سنگدل شده است . نماز و یاد خدا غبار روبی از چهره دل و صیقل دادن روح است . انسانی که دائما جلوه ها ، صداها ، رنگها ، حوادث تلخ و شیرین و فراز و نشیب ها دل او را به خود متمایل می کند و او را غرق در مادیات می سازد ، ناگهان دست از همه چیز   می کشد و به سراغ سرچشمه هستی و قدرت بی نهایت می رود.

 

 

 

 

برکات عبادت

 

انسان در جهان مختلف موجودی محدود است ، یعنی توان و علم و قدرت و حال  او محدود است ، ولی در حوادث غیر قابل پیش بینی نامحدودند . تنها چیزی که این انسان محدود را در مقابل هزاران حادثه بیمه می کند ، توکل و استمداد از خداست و نماز ریسمان محکم خدا برای تحقق این استمداد و استعانت است . در حدیث می خوانیم هر گاه برای رسول خدا (ص) و حضرت علی (ع) انواع فشارها و ناملایمات  پیش می آمد ، به نماز پناه می بردند . در زندگی   بوعلی سینا هم  می خوانیم هر گاه برای  حل یک مسئله دشوار خود را در بن بست می دید ، دو رکعت نماز می خواند. هر یک از امامان ما نماز مخصوصی داشتند و حتی سلمان و جعفر طیار نماز مخصوص داشته اند .

همان گونه که کودک هرگاه دست خود را در دست قوی پدرش می گذارد ، احساس قدرت می کند ، مومنان همین که از طریق نماز روح خود را به معراج می فرستند و با خدا و نام او پیوند پیدا می کنند ، احساس عزت و قدرت می کنند . درباره ی این موضوع به چند نمونه اشاره می کنیم :

üحضرت ابراهیم (ع) یک تنه با دنیای شرک و بت پرستی مبارزه می کند و به همه ی آنها می گوید : به خدا سوگند بساط بت پرستی شما را در هم می نوردم .

ü در زمان ما امام خمینی (ره) به رژیمی که با تمام دنیا پیوند داشت اخطار کرد :  « من تو دهن این دولت می زنم . » و به رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد :« او باید بداند که منفور ترین افراد نزد ما اوست .» و در جای دیگر فرمود :« آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند .» این سخن از کسی که به هیچ قدرت وابسته نیست ، جز به ایمان و توکل و نماز ، به دست نمی آید . آری نمازهای شب او همراه با ناله ها و اشک ها ، چنان او را به خدا نزدیک می کرد که تمام دنیا در برابرش کوچک می شد.

 

 

 

 

 

 

ابعاد دیگر

 

نماز آنقدر راز و رمز دارد که از هر زاویه ای که به آن بنگرید قابل دقت است . مثلا در علم مدیریت با اصطلاحاتی از قبیل : برنامه ریزی ، زمان بندی ، انظباط ، طرح ، گزینش ، نیروی کارآمد ، بهره وری ، نظارت و هدایت ، تشویق و تنبیه آشنا می شویم . تمام این عناوین را درنماز مشاهده می کنیم . اما توضیح :

üبرنامه : نماز برنامه دارد . اول آن الله اکبر و آخر آن سلام است و کلمات آن معین است .

üزمان بندی : عبادات اسلام دارای زمان بندی خاصی است . شاید تعجب کنید که بزرگترین جریمه در سفر حج برای کسی است که حتی یک دقیقه قبل از غروب از صحرای عرفات خارج شود ، چنین کسی باید یک شتر قربانی کند . شما هم اگر یک ثانیه قبل از افطار غذا بخورید ، تمام زحمات شما در گرفتن روزه هدر می رود و روزه باطل می گردد .

ü طرح : در نماز طراحی دقیقی به چشم می خورد . مقدار ایستادن و نشستن ، مقدار خم شدن ، تعداد کلمات ، آهسته یا بلند بودن صدا و نوع صوت ، تعداد رکعات و ... که برای هر یک قالب هایی حکیمانه و پر از راز و رمز نهفته است .

ü گزینش نیروی کارآمد : در نماز به جماعت سفارش شده است . بالاتر اینکه اصل نماز جماعت بوده است و فر ادا یک اضطرار است . از این رو در کلمات نماز سخن از من نیست بلکه از ما است ، مثلا می گوییم (( ایاک نعبد و ایاک نستعین )) و نمی گوییم (( ایاک اعبد و ایاک استعین )) یا می گوییم (( اهدنا )) و نمی گوییم (( اهدنی )) یا می گوییم (( السلام علینا )) و نمی گوییم (( السلام علی )) . ملاحظه می فرمایید که تمام این حروف بر اساس یک دید و فرهنگ و روش تربیتی است .

 

در نماز جماعت آحاد مردم باید امام جماعت را انتخاب و گزینش کنند ، آن هم گزینشی با  معیارهای الهی که کدام شخص عادل تر، زاهد تر است .

تولیت مسجد به دست شجاع ترین و مومن ترین مردم است : « انما یعمر مساجد الله ... »

در همین آیه ی ( آیه 18 ) سوره توبه می خوانیم ، تنها کسانی حق آباد کردن مسجد را دارند که در کنار ایمان اقامه ی نماز از احدی غیر از خدا نترسند . در صف اول جماعت بهتر است افراد برجسته و وارسته ( نه تنها سالخورده ) قرار بگیرند ، که این نیز نوعی گزینش افراد شایسته و برتر است .

ü       بهره وری : در نماز با اینکه ما در برابر قرائت امام جماعت ساکت هستیم ولی پاداشی چند برابر دریافت می کنیم . با مسواکی که هنگام وضو می زنیم ارزش و ثواب یک رکعت نماز را تا هفتاد برابر بالا می بریم . با وضویی که با آب سرد می گیریم و آب آن را خشک نمی کنیم ، افزون بر ایجاد نشاط بیشتر در جسم ثواب وضو را بالا می بریم . سخن آخر اینکه با » قصد قربت« به تمام مادیات رنگ معنوی می زنیم و به امور فانی رنگ باقی می دهیم .

ü       نظارت و هدایت : از نظر قرآن والدین مسئول و ناظر بر نماز فرزندان خود هستند : » و ا مر اهلک بالصلوة و اصطبر علیها « (سوره طه آیه 132 )

ü       تشویق و تنبیه : اسلام نماز را اهرمی برای تشویق و تنبیه قرار داده است . رسول خدا در نمازی که بر پیکر مطهر حضرت حمزه در جنگ احد خواند ، هفتاد تکبیر گفت . از طرفی هم خداوند به رسول خود دستور می دهد هرگز بر پیکر منافقینی که از جبهه فرار کرده اند نماز نخواند . با این توضیح ، نماز در جهت اهداف تشویقی و تنبیهی قرار می گیرد . تا آنجا که رسول خدا پنج نفر از کسانی را که زکات نمی دادند از مسجد اخراج کرد . آن حضرت به ما دستور داده است که به کسانی که در اجتماع مسلمین و نماز جماعت حاضر نمی شوند نه همسر بدهید و نه از آنان همسر بگیرید و گواهی آنان را در دادگاه نپذیرید . انسان با وجدان و متفکری نیست که از ابعاد و اسرار و ظرائف نماز آگاه باشد ولی از کنار همه آنها بی اعتنا رد شود ، مگر کسانی که به خاطر غفلت توفیق سخن گفتن با خداوند را از خود گرفته اند . در حقیقت کسانی که نماز نمی خوانند ، افرادی هستند که اگر توبه نکنند و کوتاهی های خود را جبران ننمایند ، از حضور در بارگاه قدس الهی و از توفیق گفتگو با خدا محرومند و این محرومیت از لذت انس با پروردگار و گفتگو با خالق هستی ، برای دل های با معرفت و جان های آگاه ، بزرگترین عذاب و حرمان است .